تغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس)


تغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس) تغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس) در حقیقت ترنس بودن در جامعه ای که دوجنسه بودن در آن تابو به حساب می‌آید کاملا متفاوت خواهد بود و فرد زیرفشار قرار خواهد گرفت. پسری که متولد اصفهان بود دارای جنسیت مردانه بود ولی رفتارش زنانه بود ...بیا تو تفریحتغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس)]]>

تغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس)

تغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس)

در حقیقت ترنس بودن در جامعه ای که دوجنسه بودن در آن تابو به حساب می‌آید کاملا متفاوت خواهد بود و فرد زیرفشار قرار خواهد گرفت. پسری که متولد اصفهان بود دارای جنسیت مردانه بود ولی رفتارش زنانه بود او از همان دوران کودکی به وسایل و اسباب بازی های دخترانه دقت خاصی می نمود و وقتی بزرگ و عظیمتر شد رفتارش اکثر به چشم می‌خورد

مثل دخترهای نوجوان رفتار می‌کرد گفتگو با «سایه افضلی»؛ جوان ترنسی که می‌گوید فعالیت در فضای مجازی زندگی اش را به نابودی کشاند.فقط چند نفر می دانستند که عمل تغییر جنسیت انجام داده و از قالب مرد به جسم زن رسیده است اما ناگهان فضای مجازی همۀ چیز را به هم ریخت. تصاویر یک پسر جوان به نام «شایان» کنار تصاویر و عکس هایش همراه با جمله «او یک پسر بود» قرار گرفت و ماجرا حتی به گوش خانواده همسرش هم رسید. با «سایه افضلی» که این روزها با فعالیت در فضای مجازی خداحافظی کرده، در کنار مادرش «اشرف برخوردار» که حامی او و ترنس هاست در یکی از روزهای پایانی سال به گفتگو نشستیم.

به گزارش ایران ناز بیان داشت و گفت و گو که شروع میشود چند تصاویر و عکس را نشانم میدهد، انگشت میگذارد روی تصاویر و عکس پسربچه ای بانمک، کمی مکث میکند: «این پسربچه با سایر پسربچه ها تفاوت های زیاد داشت. او به جای اسباب بازی های پسرانه، عروسکی به بغل می‌گرفت و کفش های پاشنه بلند مادرش را میپوشید.»

از آن روزها برایم میگوید: «۳۱ ساله استم اما تمام دوران کودکی ام را لحظه به لحظه به یاد دارم. در یک خانواده پر جمعیت بزرگ و عظیم شدم. خانواده ای با «سه دختر» و «پنج پسر». گرچه حالا «چهار خواهر» و «چهار برادر» استیم.»

«اشرف برخوردار» مادر سایه حرف های دخترش را تکمیل می‌کند: «همه ی پسرانم حتی در کودکی دوست داشتند تکیه گاه باشند، هم برای من و هم برای خواهران شان اما محمد هیچ وقت این خصلت را نداشت. دور از چشم من لباسهای دخترانه می‌پوشید و مثل دختربچه ها، عاشق کفش های پاشنه بلند بود. می آمد کنار من در آشپزخانه می ایستاد و می‌گفت مادر به من غذا پختن یاد بده.

او یک فرشته بود
مادر خانواده از همان ابتدا متوجه شده بود که این پسر، یک تفاوت زیاد یا دیگر پسرهایش دارد اما هیچ وقت حتی تصورش را هم نمی‌کرد که او یک ترنس باشد. مادر سایه حرف های زیادی از آن دوران دارد: «به مدرسه رفت ولی رفتارهایش تغییری نکرد، حتی کلماتی که از انها بهره گیری میکرد اکثر رنگ و بوی زنانه داشت. از ۱۳ سالگی این رفتارهایش اکثر به چشم می آمد و باعث ناراحتی پدر و برادرانش می شد. بارها توسط مردهای خانواده به او تذکر داده شد که مردانه رفتار کند و او هم تمام تلاشش را میکرد اما نمی توانست.»

سایه میگوید دوران مدرسه بدترین دوران زندگی او بوده و در این میان از کلاس ورزش اکثر از همه ی وحشت داشت: «کم نبودند معلم هایی که باعث آزار من شدند اما در آن میان یک معلم دینی داشتیم به نام آقای عرب. به سبب حمایتی که از من کرد فامیلی اش هیچ وقت از یادم نمی‌رود.آن زمان بچه های شرور کلاس دائم اذیتم میکردند و من را کتک می زدند. او موضوع را فهمیده بود.

یکبار وقتی یکی از بچه هایی که آخر کلاس می نشست با بهره گیری از لوله خودکار به سمت من پوست میوه پرت میکرد با او برخورد کرد و به همه ی بچه های کلاس بیان داشت و گفت اگر کسی از این به بعد مزاحمتی برای محمد ایجاد کند، حسابی با او برخورد می‌کنم. بعد از آن دیگر هیچ کس در آن کلاس حتی به آزار من هم فکر نمیکرد.»

دوران ترسناک خدمت
سایه از نوجوانی می‌گوید که با دشواری و سختی دوران مدرسه اش را در بین پسران سپری کرد: «فکرش را بکنید یک دختر را ببرید، بین ده ها پسر و بگویید شبیه این افراد بنشین و بلند شد. دوران مدرسه برایم ترسناک بود اما ترسناک تر از آن، دوران خدمت بود.»

مادرش درمورد زمانی می‌گوید که فرزندش راهی سربازی شد به این امید که سربازی از او یک مرد بسازد: «محمد اما تغییر رفتار نمی داد و مردهای خانواده از رفتارهای دخترانه او حسابی خجالت می کشیدند. من اما مادر بودم و برای همین با دیگران فرق داشتم. محمد چه با اخلاق محکم مردانه و چه با اخلاق لطیف زنانه، فرزند من بود و افسردگی اش را نمی توانستم ببینم، تا اینکه محمد با اصرار بقیه راهی خدمت سربازی شد.»

تغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس)

یک ماه از دوره آموزشی محمد بعنوان منشی گذشت و دو ماه دیگر هم در قسمت و بخش خدمات کار کرد: «بعد از آموزشی دوران اصلی خدمتم شروع شد. بارها در دوران خدمت به خودکشی فکر کردم اما به سبب خانواده ام پشیمان شدم.»خدمتش که به پایان رسید با روحیه ای افسرده به منزل پدری اش برگشت. خانم برخوردار ادامه میدهد: «محمد همان محمدی نبود که روانه خدمتش کرده بودیم، تبدیل شده بود به یک پسر افسرده و ناراحت، پسری که تا تنها می شد زار زار گریه می‌کرد. شب های زیادی صدای هق هق گریه اش را از زیر پتو می شنیدم. پدرش افسرده بودن محمد را دید اما بیان داشت و گفت برایش برویم خواستگاری.»

به خواستگاری رفتم
محمد نتوانست مقابل حرف پدرش بایستد و در مقابل جمله میخواهیم برایت برویم خواستگاری فقط کلمه «چشم» را بیان داشت و گفت و نخستین کت و شلوار عمرش را خرید: «شیرینی و گل خریدم و کت و شلوار پوشیدم. دختری که به خواستگاری اش رفتم دوست خواهرم بود. اتفاقا نظر مثبتی هم نسبت به ازدواج با من داشت

اما من که از خصوصیات خودم خبر و اخبار داشتم و می دانستم که هیچ وقت نمیتوانم یک مرد باشم از فرصت صحبت کردن در جلسه خواستگاری بهره گیری کردم و به آن دختر خانم گفتم شما مثل خواهر من استید و من هیچ حسی به شما ندارم.»قرار شد باز هم برایش به خواستگاری بروند اما او هر زمان از زیر بار این خواسته پدر در می رفت: «تصمیم گرفتم برای فرار از مشکلاتم به سمت هنر بروم. موسیقی چیزی بود که عاشقانه دوستش داشتم و اطلاعاتی هم در این حیطه داشتم.

کلاس های آواز و … را شروع کردم و با خودم قرار گذاشتم چند قطعه موسیقی با صدای خودم منتشر کنم. نام هنری ام شد «شایان». مفید به یاد دارم یک ساعت بعد از اکران نخستین ویدئوموزیک با صدا و تصاویر و عکس من، صدها نفر به صفحه اجتماعی ام آمدند و طرفدارم شدند. بسیارزود در حیطه موسیقی مشهور شدم.»
دردسرهای پسر ترنس ایرانی که دختر شدآن «کما»ی سرنوشت ساز او تازه به موقعیت خوبی در عرصه هنر رسیده بود که ناگهان یک تصادف همۀ چیز را خراب کرد.

مادر سایه ماجرای آن تصادف را آن گونه برای مان تعریف می‌کند: «چند روزی به استان تهران رفته بود تا کارهای مربوط به موسیقی اش را دنبال کند که ناگهان به ما خبر و اخبار دادند پسرمان در اتوبان بعثت در حالیکه سوار اتومبیل ۲۰۶ بوده تصادف کرده است.آن ها گفتند محمد همراه دو دوستش بوده که هر دو آن ها فوت کرده اند و او هم به کما رفته است.

نمی‌دانید من و پدرش چه حالی داشتیم. او ۲۳۷ روز در کما بود.»۲۷ روز در کما بودن باعث شد محمد تصمیم جدیدی در زندگی خود بگیرد: «من از یک قدمی مرگ برگشته بودم. چشمم راکه باز کردم گفتم همۀ چیز به پایان رسید.محمد و شایان به پایان رسید و من باید به انچه استم برسم. همانجا بود که با خودم قرار گذاشتم اگر قرار است یک روز زنده باشم، در جسم حقیقی خودم و مثل یک زن زندگی کنم.»

سایه را با دست خودم به جهان آوردم
در سال ۸۵ تصمیم گرفتم با تمام مشکلاتی که پیش رو خواهد داشت برای همه ی وقت مراحل قانونی را طی کند و به جسم حقیقی خودش برسد و همین هم شد: «مراحل قانونی را طی کردم و دو سال تحت نظر سه دکتر بودم و در نهایت در سال ۸۹ بعد از طی کردن تمامی مراحل قانونی، عمل تغییر جنسیت را انجام دادم. سایه را با دست خودم به جهان آوردم.»

تغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس)

خانم برخوردار اما از یک دید دیگر به زندگی پسر دیروزش و دختر امروزش نگاه میکند و میگوید بارها گذشته از عمل تغییر جنسیت از پسرش خواسته که ببیند آیا میتواند در این قالب اخیر زندگی کند: «او به من از تصمیمش برای عمل چیزی نگفت اما من می دانستم که محمد در لباس زنانه در جامعه محترم تر به چشم خواهد آمد تا اینکه یک پسر با رفتاری زنانه باشد که دقت مردم به او جلب می‌شود.

زمانی که فهمیدم قصد تغییر جنسیت دارد واقعا شوکه شدم چون اطلاعاتی درمورد ترنس ها نداشتم. برای من سخت بود پسر دسته گلم را به تیغ جراحی پزشکان بسپارم و دختری تحویل بگیرم که وی را به جهان نیاورده ام اما دیگر به جایی رسیده بودم که فهمیده بودم یک جای کار می لنگد. یک روز محمد آمد و بیان داشت و گفت مادر، من باید دختر شوم. این هم مدارکش.

خواهرانش گریه کردند و زار زدند. برادرانش از عصبانیت، نمی دانستند چکار باید بکنند. پدرش هم میگفت اگر محمد عمل تغییر جنسیت انجام دهد کل زندگی مان به هم می ریزد.» خواهرانش که افرادی مذهبی بودند رفتند و مشکل محمد را با چند روحانی مشهور و قابل اعتماد در بین گذاشتند.خانم برخوردار ادامه می‌دهد: «خواهرانش بسیارزود فهمیدند که حتی شرع هم پشت محمد است اما حق بدهید که قبول کردنش برای اعضای خانواده بسیارسخت بود. فشار روانی غیرقابل باوری روی دوش تک تک اعضای خانواده ام سنگینی میکرد.»

او به مادرش بیان داشت و گفت قرار است عمل کند و هر اتفاقی بیفتد از این تصمیم منصرف نخواهد شد: «مادرم پشتم ایستاد. با خواهرانم حرف زد، برادرانم را آرام کرد، حتی دل پدرم را به دست آورد و در آخر به من بیان داشت و گفت قرار است سه دانگ از منزل مان را بفروشد و به من بدهد تا عمل کنم. نمیدانید چه باری از روی دوش من برداشته شد.»

فضای مجازی زندگی ام را به نابودی کشاند
سایه بعد از دوران کوتاه افسردگی بعد از عمل سناریوی جدیدی برای زندگی اش نوشت: «در موسیقی به جایگاه خوبی رسیده بودم اما حالا یک دختر بودم که نه طرفداری داشت و نه کسی من را می شناخت. من قبلا شهرت را لمس کرده بودم و این احساس بود که همه ی چیز را خراب کرد. از همان جا بود که من راه زندگی ام را اشتباه رفتم.»

او دوست داشت دوباره دیده شود و مردم وی را بشناسند. به همین سبب شروع کرد به فعالیت در فضای مجازی: «زمان بیکاری داستان مینوشتم و با گشت و گذار در فضای مجازی خودم را سرگرم میکردم. همۀ چیز مفید بود. طرفدارانم در صفحه های اجتماعی هر روز اکثر از دیروز می شدند و همین که مردم من را می شناختند

باعث می شد احساس اعتماد به نفس کنم تا اینکه ازدواج کردم. همسرم همۀ چیز را می دانست ولی خانواده اش خبری از ترنس بودن من نداشتند و همسرم هم از من خواسته بود چیزی به انها نگویم.»خانم برخوردار از زمانی میگوید که دخترش عروس خانم شده بود و این موضوع کمی آرام ترش کرده بود: «سایه ازدواج کرد.

احساس می‌کردم همۀ چیز روبراه است. انها حتی دنبال اجاره کردن رحم برای بچه دار شدن بودند تا اینکه یک روز دخترم با گریه آمد و بیان داشت و گفت که همۀ چیز تمام شده است.»یکی از افرادی که از سرگذشت شایان خواننده خبر و اخبار داشت، تصاویر و عکس شایان را کنار عکسی از سایه گذاشت و نوشت این پسر تغییر جنسیت داده و دختر شده است.

اشتباهی بزرگ و عظیم
سایه در حالی‌که بغض میکند ادامه میدهد: «اشتباه کردم. فضای مجازی زندگی ام را خراب کرد، من راهم را اشتباه گزینه کردم. کاش مثل یک زن آرام و باوقار رفتار می‌کردم و تصاویر و عکس هایم را در اینترنت منتشر نمیکردم. از کجا می دانستم همین تصاویر و عکس ها همسرم را از من میگیرد. همسرم می دانست که من در فضای مجازی فعالیت می‌کنم و صفحه های اجتماعی ام صدها هزار بیننده دارد.

چندین بار گفته بود که حوصله استرس و حاشیه را ندارد و از من خواسته بود تا سرگرمی دیگری پیدا کنم اما انگار من نیاز داشتم به دیده شدن. یک روز صبح از خواب بیدار شدم و دیدم کلی تماس و پیام دارم. در یک صفحه مجازی عکسی از من اکران شده بود در کنار عکسی از شایان. همۀ فهمیده بودند که من یک ترنس بوده ام.

نمی شد کتمانش کرد. با مسئولان صفحه هایی که عکسم را منتشر کرده بودند رابطه گرفتم و گفتم زندگی ام از هم می پاشد، عکسم را پاک کنید. چندتایی پاک کردند و عده ای اصلا توجهی نکردند تا اینکه خبر و اخبار به گوش خانواده همسرم هم رسید.»همسر سایه حتی از طرف دوستانش مورد طعنه و کنایه قرار گرفت: «خانواده اش به او فشار می آوردند که مرا ترک کند. همسرم مرد خوبی بود و من نمی‌خواستم که او دچار مشکلات خانوادگی شود و به همین سبب قبول کردم که همدیگر را ترک کنیم.

زندگی متاهلی اش به هم خورد و او تازه فهمید که انتشار تصاویر و عکس هایش و به نمایش گذاشتن زندگی اش در فضای مجازی، اشتباه بزرگ و عظیمی بوده است که هیچ وقت نباید انجامش می داد: «تحقیر شدم. توهین شنیدم و باز هم تنها شدم اما دست از این اشتباه نکشیدم. انگار با خودم لج کرده بودم. باز هم تصاویر و عکس منتشر میکردم و دل به حاشیه می دادم تا زمانی که به خودم آمدم و دیدم دارم زندگی و آینده ام را تباه میکنم. دیگر نخواستم آن اشتباه را تکرار کنم. صفحه هایم را بستم. هر اپلیکیشنی روی تلفن همراه همراهم داشتم پاک کردم.تصمیم گرفتم به پلیس فتا مراجعه کنم تا تصاویر و عکس های اکران شده ام در فضای مجازی را از بین ببرم.»

روحیه ای شکننده دارند
او حالا چند ماهی است که به جای تصاویر و عکس و فیلم گذاشتن در فضای مجازی به کلاس های دوبله می‌رود. توصیه بازی در فیلم دارد و قصدش ادامه دادن فعالیت های هنر در موقعیت و شرایط درست است: «کتابی نوشتم که قصد چاپش را دارم. مدتی است که دوبله هم کار میکنم و قصد شرکت در کلاس های فیلمسازی و بازیگری را هم دارم.

اینطوری زندگی ام آرام تر است. درست است که من مدت ها مسیر زندگی ام را اشتباه رفتم ولی نقطه مثبت ماجرا این جاست که متوجه مشکلاتم شده ام. من باید بعد از تغییر جنسیت، نزد روانشناس می رفتم و مشکلات و خلل های روحی ام را می شناختم و حلش می‌کردم. انتشار زندگی در فضای مجازی اصلا راه درستی برای اعتماد به نفس گرفتن نبود.»

مادر سایه دخترش را در آغوش میکشد و میگوید که همه ی وقت حامی او و ترنس های دیگر بوده است: «ترنس ها روحیه ای شکننده تر از سایر افراد دارند. می‌خواهند دیده شوند. میخواهند بگویند مشاهده نمایید من چقدر در جسم جدیدم مفید به نظر می‌آیم و اگر از طرف خانواده به سبب این خلل های شان طرد شوند، ممکن است دیگر خودشان را پیدا نکنند. من کاری کردم که سایه همۀ چیز را به من بگوید. به او مشاوره می‌دهم.می‌دانم ممکن است باز هم اشتباه کند اما از همه ی افراد خانواده خواسته ام کمکش کنند و وی را بعنوان یک فرد حساس و شکننده بپذیرند.»

برادری که حامی ام شد
سایه خانم لبخند میزند و یادی می‌کند از یکی از برادرانش که وقتی فهمید در خیابان وی را به سبب لباس هایش دستگیر کرده اند مردانه پشت او ایستاده و از او دفاع کرده است: «یک روز زمانی که هنوز عمل نکرده بودم با لباس زنانه بیرون رفتم که مرا دستگیر کردند. فکر می‌کردند من مردی استم که در لباس زنانه اخاذی میکنم

خدا را شکر برگه های مخصوصی که نشان می داد وقت عمل دارم و کارم قانونی است همراهم بود. به مسئولان نشان دادم. در حال توضیح دادن بودم که دیدم برادرم با عصبانیت وارد شد. به مسئول بیان داشت و گفت که کار خواهرم قانونی است و همۀ اعضای خانواده باخبر میباشند که من با لباس زنانه بیرون می‌آیم. او آن روز برای من کاری کرد کارستان. هیچ وقت فراموشش نمیکنم. در زمانی که بسیارها من را طرد کردند، او کنارم بود و هنوز هم کنارم است.»

تغییر جنسیت این پسر ایرانی و مشکلاتش (عکس)

جالب و خواندنی


جهت اطلاع از آخرین تغییرات وب سایت نازترین در خبرنامه وبلاگ ثبت نام کنید:




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:



سه شنبه 23 خرداد 1396